به نام خدا
              
   در پست قبل برای ازدواج انسان با جن به یک سری روایات اشاره کردیم که می گفتند یکی از فرزندان حضرت آدم علیه السلام با جن ازدواج کرد و دسته ای از انسان ها حاصل ازدواج انسان با جن بوده اند.(1)
در این پست قصد دارم مسأله نحوه انتشار بشر را از نظر آیات و روایات بررسی کنم:
   خداوند در قرآن کریم می فرمایند:یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا
ای مردم بترسید از پروردگارتان ، آن که ، شما را از یک تن بیافرید و از آن یک تن همسر او را و از آن دو ، مردان و زنان بسیار پدید آورد و بترسید از آن خدایی که با سوگند به نام او از یکدیگر چیزی می خواهید و زنهار از خویشاوندان مبرید هر آینه خدا مراقب شماست(2)
   از ظاهر آیه بر می آید که نسل بشر به حضرت آدم و حضرت حوا علیما السلام بر می گردد و شخص سومی در این میان نبوده.
   روایات در این مسأله بسیار زیادند و با هم تعارض آشکار دارند.دسته ای از روایات میگویند: انتشار نوع بشر بوسیله ازدواج خواهر و برادری بوده به این صورت که بعد از پذیرفته شدن توبه حضرت آدم،حوا بیست شکم زایید که در هر شکم یک دختر و یک پسر بودند.هابیل با اقلیما دو قلو بود و قابیل با لوزا.لوزا زیباترین دختر آدم بود.بعد از به بلوغ رسیدن هابیل و قابیل بین آن دو قرعه کشی کردند و لوزا به همسری هابیل در آمد.اصل اختلاف هابیل و قابیل هم همین مطلب بود.(3)
   روایات اهل سنت هم به همین صورت قصه را بیان کرده اند.(4)این قول موافق آیه ای است که در بالا ذکر شد.
   اما دسته دیگری از روایات به شدت با این سخن مخالفت کرده اند و خود این روایات هم دو دسته اند.برخی از آنها به ازدواج یکی از فرزندان آدم با دختری از جن اشاره دارند(5) چنان که در پست قبل ذکر شد.
   دسته ای دیگر می فرمایند:خداوند دو حوریه از بهشت به زمین فرستاد که یکی با شیث و دیگری با یافث ازدواج نمود(6)
   علامه مجلسی علیه الرحمة روایاتی که دلالت بر ازدواج خواهر و برادری دارند را ردّ فرموده و حمل بر تقیه کرده اند.(7)
   علامه طباطبایی رحمه الله در المیزان روایات مطابق با ظاهر قرآن را قبول کرده اند و در توجیه اشکالات وارده بر این روایات می فرمایند:
    و اما اینكه چنین ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى كه حكایت شده در سایر شرایع نیز حرام و ممنوع بوده ضررى به این نظریه نمى‏زند، براى اینكه تحریم حكمى است تشریعى، كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوینى (نظیر مستى آوردن شراب) و غیر قابل تغییر، و زمام تشریع هم به دست خداى سبحان است،...ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كه تجویزش باعث شیوع فحشا و جریحه‏دار شدن عفت عمومى نمى‏شود تجویز كند و در روزگارى دیگر كه باعث این محذور مى‏شود تحریم كند.(8)
   ایشان در ادامه قبح عقلی ازدواج با محارم را ردّ میکنند و می فرمایند:
 این سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نیست و فطرت چنین ازدواجى را صرفا به خاطر اینكه ازدواج خواهر و برادر است نفى نمى‏كند و از آن تنفر ندارد، بلكه اگر نفى مى‏كند و اگر از آن تنفر دارد براى این است كه باعث شیوع فحشا و منكرات مى‏شود و باعث مى‏گردد غریزه عفت باطل گردد و عفت عمومى لكه‏دار شود.
   و پر واضح است كه شیوع فحشا بوسیله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كه جامعه گسترده‏ اى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمین غیر از چند پسر و چند دختر از یك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى دیگر مشیت خداى تعالى تعلق گرفته كه همین چند تن را زیاد كند، و افرادى بسیار از آنان منشعب سازد، دیگر عنوان فحشا بر چنین ازدواجى منطبق و صادق نیست.(9)
قول دیگری در مسأله بیان شده که ان شاء الله در پست بعد مطرح می کنم.
-------------------------------------------------------------
منابع:
1.
2.آیه اول سوره نساء
3.الاحتجاج،جلد2،صفحه142
4.به نقل از مرحوم مجلسی،حیاة القلوب،جلد اول،صفحه 198
5.تفسیر عیاشی،جلد اول،صفحه312
6.علل الشرایع،صفحه18
7.حیاة القلوب،جلد اول،صفحه 198
8.ترجمه تفسیر المیزان،جلد4،صفحه229
9.ترجمه تفسیر المیزان ،جلد 4،صفحه 230
اللهم صل علی محمد وال محمد




برچسب ها: ازدواج، ازدواج انسان و جن، نحوه انتشار بشر بعد از آدم، کیفیت تناسل طبقه دوم انسانها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط : ابواحمد توسلی

 

 

                                                            

انسان شناسىِ امام خمینی (ره)

رهبر فقید انقلاب، پیش از آنکه بنیان‌گذار یک نظام سیاسى مبتنى بر ارزش‌هاى متعالى باشد، آموزگار اخلاق و عرفان بوده است؛ از این رو جست و جوى ما براى دریافت دیدگاه انسان شناسانه‌اش ممکن و برکت خیز است. در این جا می‌توان از مکتب اخلاقى امام در مدرسه فیضیه (روزهاى پنج شنبه)، و نصایح شفاهى و نامه‌هاى معنوى و عرفانى به فرزندان دلبند و بزرگوارش، و همچنین کتاب گران‌قدر چهل حدیث، و پاره‌اى از خطابه‌هاى تفسیرى مانند تفسیر سوره حمد یاد کرد. گفتنى است که مراد ما از طرح دیدگاه‌هاى امام، صرفاً مسایل نظرى و به عبارتى تئوریک و آکادمیک نیست. آنچه ما را وامی‌دارد تا به انسان شناسى رهبر فقید پى ببریم و توشه اندوزیم، همانا شناخت‌هایى می‌باشد که در بوته عمل و سلوک، روشنى و زلال خود را نمایانده است. به عبارتى دیگر، می‌کوشیم تا از رهگذر طرح نگرش انسان‌شناسانه امام، راهى به جهان معنوى او بگشاییم و از پیروزی‌ها و تأثیرگذاری‌هاى شخصیتی‌اش، رازگشایى کنیم. سخن استاد مطهرى در این رابطه، شاهد گویاست:

«آن ایام، تازه با حکمت الهى اسلامى آشنا شده بودم، آن را نزد استادى(امام خمینی) که برخلاف اکثریت قریب به اتفاقِ مدعیان و مدرسان این رشته، صرفاً داراى یک سلسله محفوظات نبود. بلکه الهیات اسلامى را واقعاً چشیده و عمیق‌ترین اندیشه‌هاى آن را دریافته بود و با شیرین‌ترین بیان آنها را بازگو می‌کرد- می‌آموختم... خلاصه یک طرح اساسى در فکرم ریخته شده بود که زمینه حل مشکلاتم در یک جهان بینى گسترده بود... معارف توحیدى قرآن و نهج‌البلاغه و پاره‌اى از احادیث و ادعیه پیامبر اکرم و اهل بیت اطهار را در یک اوج عالى احساس می‌کردم.»[1]

 


ادامه مطلب


طبقه بندی: انسان شناسی، 
مطالب مرتبط: شبهات دینی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 توسط : غلامرضا مومنی



در مطلب قبل وعده کردیم که ضمن ارائه خلاصه ای از مصاحبه آقای دکتر بلخاری، به این بحث بپردازیم که از چه زمانی مذهب و اعتقادات ما برای غرب یک مساله شد و آنها بر این شدند که ببینند شیعیان که هستند و اعتقاداتشان چیست؟
ایشون معتقدند که همزمان با حضور صفویه در ایران، اهداف استعماری غرب نسبت به شرق به اوج خودش رسیده بود. اونها قصد داشتند ایران رو دروازه ورود به هندوستان کنند. و می دونیم که زمان صفویه یک دوران ویژه و طلایی برای مذهب تشیّع بود (در مقایسه با دوران قبل از آن).
از اونجایی هم که یکی از گزاره های مهمّ در تشیّع مقابله با زور و ستم و استعمار و... است، به همین دلیل غربی ها با یک سدّ بسیار محکم به نام تشیّع مواجه شدند که لازم بود به خوبی شناخته شود تا نقاط قوّت اون شناسایی شده و از اونجا ضربه بزنند.
یکی از مهمترین مسائلی که پایه و اساس تشیّع شناخته شد، مساله مهدویّت بود، (که آقای دکتر از اون به اسم مساله باب بودن تعبیر می کنه). بعد از اون می آن و به اشکال مختلف با این مساله مواجهه می کنند. مثلاً (همون طور که تو مطلب قبل گفتیم) آقای محمد علی باب رو از طریق مستر همفر گول زده و می اندازند توی این فضا برای به انحراف کشیدن این عقیده پاک و ناب و یا مساله مهدی سودانی و یا کتاب چهارپر که از این دسته اقدامات بود.



این مسائل ادامه پیدا می کنه تا زمان انقلاب اسلامی ایران که باعث تحیّر و شوکّه شدن غربی ها می شه.
مساله انقلاب چیز ساده ای نبود، همون طور که قبلاً هم گفتیم دارای یکسری پشتوانه های علمی بود که مثل ریشه های انقلاب عمل می کردند، نظریه هایی که تا اون زمان فقط سر کلاس درس استادان بزرگی مثل مرحوم نائینی و آخوند خراسانی و امام خمینی و... مطرح می شد و یا به صورت کتابها و جزواتی منتشر می شد، اما بعد از انقلاب از بعد نظری صِرف خارج شده و به بعد عمل رسیده بود.
یکی از اون نظریه ها، بحث ولایت فقیه بود، بحثی که باز ریشه در مباحث مهدویّت داشت، از این زمان به بعد، رویکرد غرب هم نسبت به مقابله با این اعتقادات عوض می شود. اونها به این نتیجه رسیده بودند که هرچه رو که به صورت مستقیم با اون مواجهه کنند، مساله مهمّی تلقّی می شود و ممکنه از همین راه مردم دیگر کشورها در پی شناخت حقیقت تشیّع و مضامین اون بر بیان، از این جهت بود که دست به مواجهه غیر مستقیم زدند، با مطرح کردن مباحثی مثل آخرالزمان و ساخت فیلمهایی در این زمینه مثل؛ آرماگدون و نوستراداموس و... .
البتّه اینکه با این فیلم ها و بازی های رایانه ای و مسائلی از این دست، چقدر توانسته اند افکار عمومی رو فریب بدن، باید بررسی بشه، ولی قطعاً در این راه ناموفّق هم نبوده اند و یک هراسی از اسلام و تشیّع و ایرانی ها به دلها انداخته اند.
باید توجّه داشته باشیم که ما در زمانی زندگی می کنیم که بحثهای دموکراسی و حضور عامّه مردم در تصمیم گیری ها و... به اوج خودش رسیده، قطعاً سیاست مداران اگر بخواهند اقدامی بر علیه کشوری یا دین و آئینی داشته باشند، باید اذهان مردم خودشون رو آماده کنند، یعنی اوّل با فریب افکار عمومی آنها، زمینه رو فراهم کنند و بعد کار رو عملی کنند، پس این اقدامات رو باید شناخت، فیلم ها و بازی ها و کالاهای رسانه ای که در این زمینه ها ساخته شده رو باید خوب بشناسیم و اوّلاً استفاده نکنیم و بعد در حدّ توان خودمون مقابله کنیم.


-------------------------------------------------------------------------------
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/86/Naghde-Film/HolywoodMahdaviat.aspx




طبقه بندی: سرنوشت جهان، 
برچسب ها: mahdi، مهدویت، پایان جهان، مهدی، امام زمان علیه السلام، امام زمان، آخرالزمان، سرنوشت جهان، غرب، فیلم های آخرالزمانی، هالیوود.،
مطالب مرتبط: هالیوود و مهدویت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط : محمد مهدی قربانی
بسم الله الرحمن الرحیم

http://www.reiran.com/up/free/1300643671.jpg

آشنایی با جبرئیل علیه السلام


یکی از دوستان در قسمت « جبرئیل علیه السلام در قرآن »  نکته ی بجایی را مطرح کردند
نکته این بود که : «  از چه راه ثابت می شود که در این آیات مراد از روح القدس و روحنا و رسول و... شخص جبرئیل سلام الله علیه باشد؟ »
به همین خاطر، این قسمت را اختصاص میدیم به این موضوع ( و شاید بحثهای آینده را هم شامل بشه ):

روح القدس
در چهار جای قرآن کریم سخن از «روح القدس» به میان آمده دوبار در سوره مبارکه بقره، یکبار در سوره مبارکه مائده و یکبار در سوره مبارکه نحل1
 

روح القدس چیست ؟
مفسران بزرگ درباره روح القدس ، تفسیرهاى گوناگونى دارند:
1-  برخى گفته اند منظور جبرئیل است ، بنابراین معنى آیه مورد بحث چنین خواهد بود خداوند عیسى را به وسیله جبرئیل كمك و تاءیید كرد.
شاهد این سخن آیه 102 نحل است قل نزله روح القدس من ربك بالحق (بگو روح القدس آن را به حقیقت بر تو نازل كرده است ).
اما چرا جبرئیل را روح القدس مى گویند؟ به خاطر این است كه از طرفى جنبه روحانیت در فرشتگان مساءله روشنى است و اطلاق كلمه ((روح )) بر آنها كاملا صحیح است ، و اضافه كردن آن به ((القدس )) اشاره به پاكى و قداست فوق العاده این فرشته است .
2-  بعضى دیگر معتقدند ((روح القدس )) همان نیروى غیبى است كه عیسى (علیه السلام ) را تاءیید مى كرد، و با همان نیروى مرموز الهى مردگان را به فرمان خدا زنده مى نمود.
البته این نیروى غیبى به صورت ضعیف تر در همه مؤ منان با تفاوت درجات ایمان وجود دارد و همان امدادهاى الهى است كه انسان را در انجام طاعات و كارهاى مشكل مدد مى كند و از گناهان باز مى دارد، لذا در بعضى از احادیث در مورد بعضى شعراى اهل بیت (علیهم السلام ) مى خوانیم كه پس از خواندن اشعارش براى امام به او فرمود: انما نفث روح القدس على لسانك : ((روح القدس بر زبان تو دمید و آنچه گفتى به یارى او بود)).
3-  بعضى از مفسران نیز روح القدس را به معنى ((انجیل )) تفسیر كرده اند.
ولى دو تفسیر اول نزدیكتر به نظر مى رسد. 2
و از عبارات تفسیر المیزان بر می آید که ایشان مراد از روح القدس را جبرئیل می داند و می فرماید:‌ « ...در ابتداء سوره اشاره اى به معناى ((روح )) رفت و ((قدس )) به معناى طهارت و پاكى است ، و ظاهرا اضافه روح به قدس به منظور اختصاص باشد، یعنى روحى كه از قذارتها و پلیدیهاى مادى طاهر، و از خطاء و غلط منزه است ، و همین روح القدس در جاى دیگر از قرآن به روح الامین تعبیر شده و در جایى دیگر به جبرئیل كه یكى از ملائكه است و فرموده : ((نزل به الروح الامین على قلبك )) و نیز فرموده : ((من كان عدوا لجبریل فانه نزله على قلبك باذن الله ...))  » 3

نکته ای دیگر در مورد روح القدس:

جهت اطلاع بیشتر، عرض می شود که؛ تفسیر نمونه موضوعی دیگر دارد به عنوان «عقیده مسیحیان درباره روح القدس» و می فرماید:
 در كتاب ((قاموس كتاب مقدس )) چنین مى خوانیم : ((روح القدس ، اقنوم سوم از اقانیم ثلاثه الهیه خوانده شده است و آن را ((روح )) گویند، زیرا كه مبدع و مخترع حیات مى باشد، و مقدس گویند بواسطه اینكه یكى از كارهاى مخصوص او آنكه قلوب مؤ منین را تقدیس فرماید، و بواسطه علاقه اى كه به خدا و مسیح دارد او را ((روح الله )) و ((روح المسیح )) نیز مى گویند)).
تفسیر دیگرى كه در این كتاب آمده این است كه :
((اما روح القدس كه تسلى دهنده ما مى باشد همانست كه همواره ما را براى قبول و درك راستى و ایمان و اطاعت ترغیب مى فرماید، و او است كه اشخاصى را كه در گناه و خطا مرده اند زنده مى گرداند و ایشان را پاك و منزه ساخته لائق تمجید حضرت واجب الوجود مى فرماید)).
چنانكه ملاحظه مى كنید در این عبارات قاموس كتاب مقدس به دو معنى اشاره شده است : یكى اینكه روح القدس یكى از خدایان سه گانه است كه این موافق عقیده تثلیث است ، همان عقیده شرك آلودى كه آنرا از هر نظر مردود مى دانیم ، و دیگرى شبیه دومین تفسیرى است كه در بالا ذكر كردیم. 4 (منظور از دومین تفسیر: بعضى دیگر معتقدند ((روح القدس )) همان نیروى غیبى است كه عیسى (علیه السلام ) را تاءیید مى كرد، و با همان نیروى مرموز الهى مردگان را به فرمان خدا زنده مى نمود. 5 )
پس بنا بر تفسیر اول از تفسیر نمونه و ظاهر تفسیر المیزان، منظور از «روح القدس» همان «جبرئیل علیه السلام» است.

---------------------------------------
پی نوشتها:

1- ( البقرة/87 - البقرة/253 - المائدة/110 - النحل/102 )
2-
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه : 339 و 338
3- ترجمه تفسیر المیزان جلد 12 صفحه 498
4-
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه : 340
5-
تفسیر نمونه ، جلد1، صفحه : 339





طبقه بندی: فرشتگان و ملائکه، 
برچسب ها: جبرئیل، روج القدس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط : عبدالله جوانمرد
به نام خدا
                                 
   در سلسله مطالبی به امکان ازدواج انسان با جن و حکم شرعی آن از نظر شیعه و سنی پرداختیم.در این پست به بررسی دلایلی از روایات بر وقوع این نوع ازدواج خاص می پردازیم.
   یکی از مسائل مورد سؤال بسیاری از افراد،مسأله "نحوه انتشار نوع بشر پس از آدم ابوالبشر" می باشد.با توجه به اینکه انسان ها از یک پدر و مادر بوجود امده اند،فرزندان حضرت آدم(ع) یا با هم ازدواج کرده اند یا با غیر انسان زیرا به غیر این خانواده ،خانواده دیگری بر زمین نمی زیسته اند.
   در مورد این مسأله آراءو اقوال گوناگونی مطرح شده که از اختلاف در روایات نشأت می گیرد:
دسته ای از این روایات به ازدواج فرزندان حضرت آدم با موجودات دیگری اشاره کرده اند.در روایتی از امام باقر علیه السلام چنین آمده:
خداوند برای حضرت آدم علیه السلام حوری فرستاد تا یکی از فرزندانش با او ازدواج کند و برای فرزند دیگرش زنی از اجنه انتخاب نمود.پس هر زیبایی ای در انسانهاست از همان حوری است و هر زشتی در ایشان است از جنّی.(1)
البته روایات دیگری هم در مورد ازدواج یکی از پسران آدم علیه السلام با دختری از جن وارد شده که به عنوان مثال به روایتی از تفسیر عیاشی اشاره می کنم:
   سلیمان ابن خالد در ضمن سؤالاتی از امام صادق(ع) پرسید:فدای تو شوم پس نسل آدم از کجا به هم رسید؟آیا زنی به غیر از حوا و مردی به غیر از آدم بود؟
حضرت فرمودند:ای سلیمان! اول خدا از حوا قابیل را به آدم بخشید و بعد از او هابیل را،پس چون قابیل بالغ شد حق تعالی برای او زنی از جنیان را ظاهر گردانید و وحی نمود که او را به قابیل تزویج نماید...(2)
   
در روایات دیگر آمده:زمانی که هابیل توسط قابیل کشته شد،مدت پانصد سال حضرت آدم با همسرش مجامعت ننمود و بعد از آن با او مجامعت کرد و خداوند پسری به نام شیث به او عطا فرمود و در بار دیگر پسر دیگری به نام یافث نصیبش گشت.زمانی که به بلوغ رسیدند و قصد ازدواج کردند،دو حوریه به نامهای نزلة و منزلة برایشان فرستاده شد و با ایشان ازدواج نمودند.(3)
پس این دسته از روایات از وقوع ازدواج بین انسان و اجنه خبر می دهند....
در مورد نظریات دیگر در مورد چگونگی انتشار بشر بعد از ادم،در پست بعد بیشتر بحث می شود ان شاءالله

--------------------------------------------------------------------------------------
منابع تحقیق:
1.
بحارالانوار جلد 60 صفحه97-به نقل از علل الشرایع صفحه103
2.تفسیر عیاشی جلد اول صفحه 312
3.علل الشرایع صفحه18
اللهم صل علی محمد وال محمد




طبقه بندی: مباحث مربوط به جن، 
برچسب ها: ازدواج انسان با جن، امکان ازدواج انسان و اجنه، انتشار بشر بعد از حضرت آدم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 توسط : ابواحمد توسلی


اگه بخواهیم یك جمع بندی از بحث آرماگدون داشته باشیم تا این بحث رو جمع كرده و نتیجه گیری كنیم، باید بگیم كه آرماگدون از جمله اعتقاداتی است كه نه تنها برای كشور ما بلكه برای كل منطقه خطرناك هست و حتّی كلّ جهان رو تحت تاثیر خودش قرار می دهد.

به عنوان یك نمونه اگر بخواهیم مثال زده باشیم؛ آقای جیمز وات (وزیر اسبق كشور آمریكا) توی یك جمع خیلی مهم می گه: به علت ظهور دوباره و قریب الوقوع مسیح نمی‏توانیم خیلی دربند نابودی منابع طبیعی خودمان [و صد البته دیگر كشورهای جهان] باشیم.(1)
پس به این بحث به عنوان یك ایده اون هم برای ساخت یك فیلم نگاه نكرده اند، بلكه جایگاه این بحث فراتر از این حرف هاست.



بسیاری از اندیشمندان ما به طور جدّ بر این باور هستند كه؛ از یك زمان به بعد بحث مهدویّت برای غرب به عنوان یك تهدید شناخته شد، به همین دلیل برای مواجهه با این مساله به روش های مختلفی متوسّل شدند. به عنوان مثال آقای مستر همفر رو به عنوان یك جاسوس انگلیسی به ایران فرستادند تا آقای محمد علی باب رو متقاعد كنه كه ایشون مهدی هست و... یعنی از این راه قصد به انحراف كشیدن این عقیده رو داشتند.(2) (و راه های دیگه ای كه اگه فرصتی بود بحث خواهیم كرد.)
یكی از این راه ها كه اخیراً به اون رسیدند، این بود كه به جای مواجهه مستقیم، از روشهای غیر مستقیم مثل تحریف آخرالزمان استفاده كنند.
جناب آقای دكتر حسن بلخاری در همین زمینه مصاحبه ای رو انجام داده اند كه اگر زنده بودیم تو مطلب بعد خلاصه ای از این بحث رو تقدیم خواهیم كرد.(3)

-------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1.
جمعی از نویسندگان در كتاب پیشگویی ها و آخرالزمان، ج 2، صفحه 10.
2.
دوستان حتماً‌ سعی كنید كتاب مستر همفر رو مطالعه كنند، در اونجا خود آقای همفر می گه برای اینكه آقای محمد علی باب رو به این كار وادار كنم و ذهن او آمادگی این مساله رو داشته باشه، یكسری موادّ مخدّر رو با خودم از .... آورده بودم كه استعمال می كرد و هر آنچه به او می گفتم عمل می كرد.
3. اگر مایل بودید به تفصیل این مصاحبه رو دنبال كنید و مطالعه كنید
اینجا رو كلیك كنید.




طبقه بندی: سرنوشت جهان، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 توسط : محمد مهدی قربانی

بسم الله الرحمن الرحیم


http://www.mohadese.com/forum/attachments/1208-3.jpg

جبرئیل علیه السلام در روایات (1)


 در این قسمت می خواهیم بررسی کنیم که جبرئیل علیه السلام در روایات ما چه جایگاهی دارد و بیشتر با ایشان آشنا شویم.
دیدن جبرئیل علیه السلام و شنیدن صدای او
در روایاتی می خوانیم که بعضی از اشخاص هم جبرئیل علیه السلام را می بینند و هم صدای او را می شنوند و بعضی صدای او را می شنوند اما در خواب او را می بینند و بعضی، تنها صدای او را می شنوند.
فرق بین این اشخاص این است که گروه اول «رسول» هستند و گروه دوم «نبی» و گروه سوم «امام» هستند.
از حضرت امام رضا(ع) بوسیله نامه پرسیده شد كه فرق بین رسول و نبی و امام چیست؟ امام (ع)فرمودند: یا اینكه نوشتند: فرقشان این است كه همانا رسول كسی است كه جبرئیل(ع) بر او نازل می شود و او وی را می بیند و سخنش را هم می شنود و بر او وحی نازل می كند و چه بسا در خواب هم او را ببیند مانند رؤیای حضرت ابراهیم (ع) .اما نبی كسی است كه بسا همان كلام را بشنود وچیزی نبیند و چه بسا ببیند ولی چیزی نشنود. و امام كسی است كه كلام فرشه را می شنود ولی شخص او را نمی بیند.1

جبرئیل و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله
احادیثى در دست داریم كه به موجب آنها جبرئیل به صورتهاى گوناگون بر پیامبر نازل مى شد و در مدینه جبرئیل غالبا به صورت دحیه كلبى كه مردى بسیار زیبا بود بر آن حضرت نمایان مى گشت.2  از سوره نجم استفاده مى شود كه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) جبرئیل را دو بار (به صورت اصلیش ) مشاهده كرد. 3

نشستن جبرئیل در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله
 عن ابیعبد الله علیه السلام قال: كان جبرئیل اذا اتى النبى قعد بین یدیه قعدة العبید، و كان لا یدخل حتى لیستاذنه
4
ترجمه:  (امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامى كه جبرئیل خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى آمد همچون بندگان در برابر حضرتش مى نشست و هرگز بدون اجازه وارد نمى شد )

جبرئیل علیه السلام و همراهی پیامبر صلی الله علیه و آله در شب معراج
حضرت رضا(ع) فرمود: رسول خدا(ص) مى‏ فرمود: چون مرا به آسمان بردند، جبرئیل مرا بجائى رسانید كه جبرئیل هیچگاه به آنجا گام ننهاده بود، سپس از پیش دیده پیغمبر پرده بر داشته شد و خدا از نور عظمت خویش به آنحضرت آنچه دوست داشت ارائه فرمود: (درباره آیه شریفه: «‌ 
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ »5  (دیدگان او را در نیابند ولى او دیدگان را دریابد)).6


---------------------------------------
پی نوشتها:

1-
(اصول کافی ج 1، ص176،باب الفرق بین الرسول و النبی و المحدث)
2-  «دحیة بن خلیفة الکلبی» برادر رضاعی پیامبر (ص) بود ، و از زیباترین مردم آن زمان محسوب می شد ، و هنگامی که جبرئیل به سراغ پیامبر (ص) می آمد در آن چهر نمایان می گشت (مجمع البیان ماده دحی)
3- تفسیر نمونه در تفسیر آیه 197 سوره بقرة
4-
بحار الانوار ج18 ص276 و علل الشرایع ج1 ص7
5- سوره انعام آیه 103
6-
اصول كافى جلد 1 صفحه: 132 روایة: 8





طبقه بندی: فرشتگان و ملائکه، 
برچسب ها: جبرئیل، دحیة،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط : عبدالله جوانمرد
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6